
اي كه مي پرسي نشان عشق چيست ؛
عشق چيزي جز ظهور مهر نيست ...
عشق يعني مهر بي چون و چرا ؛
عشق يعني كوشش بي ادعا .....
عشق يعني مهر بي اما اگر ؛
عشق يعني رفتن با پاي سر ....
عشق يعني دل تپيدن بهر دوست
عشق يعني جان من قربان اوست ...
عشق يعني خواندن از چشمان او ؛
حرفهاي دل ولی بی گفتگو .....
عشق يعني عاشق بي زحمتي ؛
عشق يعني بوسه بي شهوتي .....
عشق ، يار مهربان زندگي ؛
بادبان و نردبان زندگي .....
عشق يعني دشت گلكاري شده ؛
در كويري چشمه اي جاري شده ....
يك شقايق در ميان دشت خار ؛
باور امكان با يك گل بهار ....
در خزاني برگريز و زرد و سخت ؛
عشق تاب آخرين برگ درخت ....
عشق يعني روح را آراستن ؛
بي شمار افتادن و برخاستن
عشق يعني زشتي زيبا شده ؛
عشق يعني گنگي گويا شده ....
عشق يعني مهرباني در عمل ؛
خلق كيفيت به زنبور عسل ....
عشق يعني گل به جاي خار باش ؛
پل به جاي اينهمه ديوار باش ....
عشق يعني يك نگاه آشنا ؛
ديدن افتادگان زير پا..........
عشق يعني تنگ بي ماهي شده ؛
عشق يعني ماهي راهي شده .....
عشق يعني آهويي آرام و رام
عشق صيادي بدون تيرودام
عشق يعني برگ روي ساقه ها؛
عشق يعني گل به روي شاخه ها....
عشق يعني از بديها اجتناب؛
بردن پروانه از لای کتاب
+
نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388 ساعت 13:2 توسط دو یاس
|